جمعه, ۲۸ مهر , ۱۳۹۶
 
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

به چشم  خودم دیدم آن ماسه ریز      ز کار خلاطه شده او؛ مریض

زند داد و فریاد در هر زمان          دریور کند خام با صد زبان

دریور! ملولم ؛ کمی کندتر            سلو کن تو خلاطه را تندتر

که امروز من خسته گشتم اساس      زنم آخر کار؛ هفتاد شاس

دریور زند داد: پر کن پسر !          فقط پنج دول مانده ای شیر نر

کنون توی پاکت فقط شن بریز        به من چه ؟ اگر لشکری شد مریض

بینداز سیمان؛ مراد بلوچ !            به قربان آن کله و چشم لوچ

و اروانه کش روی سقف است و بام    چرا ای رفیق ؛تو نداری هوام؟

دریور چنان داد هم میزند:              ببین آبروی مرا می برد

صاحابکاره دی؛سویی آچه اوقل        بوجور سو گله ؛ایشومز اوله ول

حمید هی! سلو کن؛ کری  او نیا        ز  ناتور بپرس ؛ په کجه ره پیا؟

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

خلاصه چنین بود احوال ما        و این شعر من؛ یادی از حال ما

به دریای عمان قسم خسته ام       به اینده ی خویش دل بسته ام

که من بیست سال علم اندوختم     ولی در کنار بتون سوختم

جهانگیرم و بچه ی جونقان         بود جونقان؛ شهر نام آوران

خدا بر  جهان یک جهانگیر داد     که او هم به خلاطه ها گیر داد

و این شعر از بهر طنز گفته ام      و افسردگی از دلم رفته ام

به دنبال علمیم و دانش همه          گروهی به داس و یکی هم رمه

بود تنبلی ؛ نکبت و دار ما           سلحشوری و علم هم؛ کار ما

بود جونقان شهر نام آوران          برو افتخار آفرین ای جوان!

 سروده  جهانگیرزمانی جونقانی

 


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : زاد گا هم جونقا ن
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ | ۱ نظر
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

زاد گا هم جونقا ن و بهمنی هم شهرتم          آدمی بی شیله پیله سا ده اهل رحمتم

من دعا گوی رفیقا ن با شم و پرسان حال          حیف دور از زادگا هم هستم در غر بتم

سرنوشتم این چنین بوده کنم طی عمرخویش         گشته ام دورازولایت من خودم درحیر تم

جونقان

 جونـِقان شهری در استان چها رمحال وبختیاری درفاصله چهل دوکیلومتری شهرکرد قرادارد.

این شهر جمعیّتی بالغ بر بیست هزار (۲۰۰۰۰) نفر دارد.

قلعه(کاخ) سردار اسعد بختیاری (فاتح اصفهان و تهران درعصرجنبش مشروطه) از جاذبه‌های معروف این شهر است.

موقعیت جغرافیایی

جونقان در میان رشته کوههای زاگرس قرار دارد. دشت گسترده? جونقان منطقه‌ای غنی برای کشاورزی است.

از این‌رو بیشتر مردم این شهر به کشاورزی و دامپروری و کارهای خدماتی مشغول‌اند. محصولات عمده کشاورزی این شهر عبارتنداز:گندم و جووشلتوک(چلتوک)وبیشهای هفت دانگی انبوه و باغات …

ومحصولات باغات آن شامل انگور- گردو- بادام- زردالو وغیره…

می باشد:

صنایع دستی این شهر

قالی بافی- گلیم بافی – جاجیم بافی- منجوق دوزی وملیله دوزی وخیاطی- دباغی – توربافی(بنه وتناب)-کارگاه صابون سازی- مسگری-ابزارکشاورزی اعم ازخورجین –گاله-جوال-تاچه ونجاری وآهنگری که ادوات کشاورزی رامی ساختند و غیره…

مراکز آموزشی

دانشگاههای پیام نور-دانشکده فنی از جمله موسسات عالی این شهر است.

شهرجونقان در سطح استان دارای اولین رتبه نیکوکاری (خیرین ) می باشد. ۷۰ درصد مدارس شهر وصد درصد مساجد جونقان توسط مردم شهر و خیرین جونقانی ساخته شده است.

ساکنان فعلی جونقان از دو گروه بزرگ ترکها و بختیاری ها تشکیل شده اند. ترکها از قبایل قشقایی یا بلوردی هستند و بختیاری ها شامل طوایف  ، اورک ، شالو ، اسیوند (شهماروند)، زراسوند ،  و… می شوند. گروهی فارس زبان و عده ای با منشاء عربی نیز در جونقان زندگی می کنند. زبان رایج اهالی نیز ترکی و لری است. در سال ۱۳۵۴ با تاسیس شهرداری جونقان به شهر تبدیل گردید.


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : زاد گا هم جونقا ن
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱ | ۴ نظر
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

گونه گان(جونقان) یعنی چه

نام جونقان ازکلمه پهلوی گونه گان گرفته شده که این کلمه براین سرزمین حاکمیت دارد ویا به عبارتی دیگراین سر زمین متناسب بااین نام می باشد چون درحمله اعراب به ایران زبان پهلوی که زبان رسمی ساسانی در ایران بود ازبین رفت وکلمات پهلوی براساس دستور زبان عربی تغیرنمود زیرا اعراب چهارحرف پ و چ و ژ و گ نداشتند وبلااجبار کلمات تغیرپیدانمود مثلآ گل پایگان براساس دستورزبان عربی تبدیل به جردبادقان گردید گرچه مدتی بعد تبدیل به گلپایگان شد همین طور سایرکامات فارسی تبدیل گردید منجمله کلمه گونه گان که کلمه ای پهلوی بود تبدیل به جونقان گردید واین لفظ دردوره اسلامی بر این ملک بیان گردیده .

وچه تسمیه آن این است که ازدوکلمه گونه وگان تشکیل گردیده گونه ازکلمه گون که به معنای برجستگی ونیکی وخوبی وسرزمین آباد وپرنعمت وپر آب وحاصل خیز می باشد .همانطوری که گونه خوب سالم وپر خون میباشد سرزمین گونه گان هم مانند گونه که بر چهره انسا ن سالم می باشد پرآب وحاصل خیز وپر نعمت بوده .کلمه گان پسوند زبان پهلوی میباشد که به معنای مثل ومانند ونظیر رادرمکان جهت نامگذاری میدهد که بر روی هم بصورت گونه گان درمی آید ومعنی آن معانی جملات ذگرشده بالا میباشد.که درلفظ لری (بختیاری)گینه کون میکویند نسبت ومعانی دیگری که به این کلمه (گونه گان)داده اند باطل وبی معنا میباشد.مثل جوی خون درلفظ ترکی که این معنی پوچ وبیاساس می باشد


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : زاد گا هم جونقا ن
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱ | نظر بدهید
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

هر زمان می آورم یاد از صفای جونــــقان
می زند مرغ دلم پر در هوای جونــــقان
یاد ایام جوانی یاد یاران قدیم
دوستان خوب و پر مهر و وفای جونــــقان
یاد گردش در کنار کوه و دشت و چشمه سار
خوش دل انگیز است و جان پرور هوای جــــونقان
بر مشام جام همی ریزد هزاران عطر گل
از گلستان می زند بلبل صدای جونــــقان
یاد بیضـــــــا شاعر نام آور گمنام شـــــــــهر
نغمه ی آزادگی می زد، زنای جــــونقان
با محبت مردمی مهمان نواز و اهل دل
شهره اندر میزدج باشد سخای جــــونقان
در بنای مسجد و مدرسه همت داشتند
خیـــــر خواهان و توانمندان برای جــــونقان
زادگاه خویش را آباد و خرم ساختند
اجر این آزاده مردان با خدای جــــونقان
نیک اندیشان ما را اعتبار افزوده باد
تا شود پیوسته افزون اعتلای جــــونقان
خیز تا در ره آبادانیش همت کنیم
دوستان باشد بقای ما بقای جــــونقان
آشنای عشق او را شهد پیروزی به کام
بر دل بیگانه با مهرش بلای جــــونقان
من اینسان دوست میدارم دیار خویش را
حیرتم از خود چرا کردم جلای جـــونـقان
حاصل رنجی که سال سال آنجا برده ام
باشد اندک سهمی از من در بقای جــــونقان
تا بماند شهر ما در قلب کشور جاودان
کرد باید جونقانی جان فدای جــــونقان


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : زاد گا هم جونقا ن
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱ | نظر بدهید
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

اوشاقلیک خاطره لئی

اونــــده که اوشاقیک و آتمز آقاجیــی

اوینمـــاقمز یری: کندال و قره قاجیـی

ننه لر دیردله که: گونه کان ریشه واری

بوه لر دیردله: فرهــــادمز تیشــــه واری

آنه لر دیردله قـــــــصه ی آلـــــــــــــا زنگی

اوخی چنده گوریردک روزگاری رنـــــــــــگی

بز ایق دوتدک و رشد ادک و دوران گــــــــدی

گر نه جور الدی و دنیا بزمنن نـــــــــــــــــــدی

بز بیگون تاریخنن ســــــــــواش ائیرک که بلک

ازمز – بوه لمز حـقنی دنیائـــــــــــــــــــــن آلک

بز اگر بیربیرنن اولک – بــــــــــــــــلی که اوترک

اندنه نه جوری حــــــــــــــــــقمزی بزلر دوترک؟

شاعر: جهنگیر زمانی جونقانی


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : زاد گا هم جونقا ن
تاریخ انتشار : یکشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۱ | ۱ نظر
 
   
پیغام مدیر : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.