چهارشنبه, ۲۲ آذر , ۱۳۹۶
 
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی

آن زمان‌ها که: پدر تنها قهرمان بود،

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه می‌شد،

بالاترین نــقطه‌ى زمین، شــانه‌های پـدر بــود…

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر‌های خودم بودند.

تنــها دردم، زانو‌های زخمـی‌ام بودند.

تنـها چیزی که می‌شکست، اسباب‌بـازی‌هایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : جملات زیبا سالهای کودکی
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲ | نظر بدهید
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

 


درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ
 
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
 
کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید
 
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم


پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود


مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی   با پا روی برگ
همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
 

همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : جملات زیبا سالهای کودکی
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲ | نظر بدهید
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

کوچکتر که بودیم ایمانمان بزرگتر بود

              بادبادک میساختیم

                      نمی ترسیدیم باد نباشد …


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : جملات زیبا سالهای کودکی
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲ | نظر بدهید
نوشته شده توسط : بهرام بهمنی

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی …


برای مطاله بیشتر روی ادامه مطلب کلیدکنید

:: موضوعات مرتبط : جملات زیبا سالهای کودکی
تاریخ انتشار : پنج شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲ | نظر بدهید
 
   
پیغام مدیر : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.