صدای تو صدای باران

صدای باران دوباره می آید

به گوش امشب هم بجز خیال باد

ترانه و شوری دیگر نمی آید

صدای پای باد

صدای رعد و برق

خیال عشقت را به یاد می آرد

هوای باران هم هوای عشق توست

در آن دیاری که صدا نمی آید

صدای تو این بار صدای باران است

گرفته غمگین است

در این شب پر درد

غم تو سنگین است

صدای اوازت به یاد باران است

و این تب بسیار ز باد و باران است

ز چشم بیمارت بجز سرشک اشک

به کوچه های شب صدا نمی آید

صدای باران کو؟

چرا نمی آید؟

به گوش من امشب

صدای زیبایش

اگر که بیدار است

چرا نمی آید؟

***

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده − یک =