اگر زندگی برایتان یکنواخت شده است بخوانید

متاسفانه زندگی امروز بسیاری از ما، تفاوتی با زندگی دیروزمانندارد، روزهایی مدام، دوان دوان در پی هم می آیند و می روند، فردا هایی کههمان تکرار دیروزند به سرعت می گذرند؛ و ما بی توجه به آن، شانه به شانهدیروز، امروزمان را پیر می کنیم و جالب تر آن که خرسند و رضایت مندیم ازاین دور باطل زندگی!!

دریغ از اندک تحولی!!!!!

گویا ما خو گرفته ایم به این عادت روزمره مان؛ هر روزه تکرار واضحات میکنیم و آن چنان در خواب شیرین خرگوشی خود فرو رفته ایم که نگو!

عمر گران را به نازلترین قیمت به جفاکار خریدار روزگار چنان ارزان می فروشیم که حتی کک مان هم نمی گزد !

به وقت کاستی و گله و شکایت هم، گردن نازک تر از موی فلک، مقصر و مسببمصیبت ترین روزهای ما می شود و بار سنگین اهمال و ندانم کاری های ما را بههیچ عذر و بهانه ای به یدک می کشد ومتحمل می شود.

بی تعارف! بی شک خود نیز اذعان داریم که اختیارسکان گذران روزگارمان راچونان به دست فلک سپرده ایمکه حتی پذیرای بی چون و چرای، دشنه ترین زخمآن می شویم و مدارای آن نیز می کنیم!


راستی به کجا چنین شتابان!!!

حقیقتا، خیلی وقت‌ها ما خود، اجازه داده ایم زندگی هر طور که دوست داردبگذرد؛ خود رخصت داده ایم بی رحم دست دور گردون، آن طور که متمایل استامروز و فردایمان را بچرخاند و حتی گاها دورمان نیز بزند!

ما خود، پذیرفته ایم و می پذیریم سهمگین ترین امروز روزی را که برایمان پیش می آید و با دیروزمان هیچ توفیری نداشته و ندارد!

با این حال، اگر چه این وضعیت نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد اماهمیشه یک چیز آزرده خاطر مان می کند و نهیب ندای آن در مغزمان همچون پتکیمی کوبد و آن چیزی نیست جز فریاد “بس است دیگر، تغییر کن!”

اگر شما نیز به این مرحله رسیده اید و دائماین تفکر را که «درست‌ترینعملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن» در ذهن تان نشخوار می کنید،باید بگویم این فرصت را غنیمت بشمارید و کمر همت تان را ببنید و با خودبگوئید: «وقتش رسیده، باید کمی تغییر ایجاد کنم».

در ادامه این دل نوشته،برای آن دسته از افرادی که دوست دارند ازیکنواختی همیشگی نجات پیدا کنند و زندگی را با تمام وجود تجربه کرده و آنطور که خود خواهانند از آن لذت ببرند، پیشنهاداتی را بیان می کنیم:
ببخشید و ببخشید؛ همیشه ببخشید

شاید عبارت ” بخشش از بزرگان است ” را شنیده باشید. براستی گوهری در صدفاین کلام نهفته است که جام زنگار گرفته کینه دلان را صیقل می بخشدو دروندر بند را رها و آزاد می کند و به آرامش دل و خیال می رساند؛ چون همانبزرگان می گویند اولین کسی که عذرخواهی می‌کند همیشه شجاع‌ترین است، اولینکسی که می‌بخشد قوی‌ترین است و اولین کسی که می‌گذرد و از ناملایمات عبورمی‌کند، شادترین است. پس برای آزاد بودن و آزاد آزاد زندگی کردن، شجاعبودن، قوی بودن و شاد بودن ؛ سعی کنید کسانی که اذیت تان کرده‌اند راببخشید.


البته این بخشش، بدان معنا نیست که دوباره به آنها اعتماد بیش از حد و سادهلوحانه داشته باشید بلکه مقصود آن است که هیچ گاه وقت تان را صرف متنفرشدن از آنها نکنید؛ چون ماحصلی جز تلف کردن وقت و از همه مهمتر آن که خشمدرون و فکری بیمار و مغشوش نخواهد داشت. بهتر است خود و وقت تان را صرفکسانی کنید که ارزش اندیشیدن و دوست داشته شدن دارند و متقابلا به شمااحترام می گذارند و دوستتان دارند.


خودتان واقعی تان را در آغوش بکشید

نقاب های چهره تان را بردارید و همان کسی باشید که واقعاً هستید. اگردرون و حتی بیرون تان را جستجو کنید بی گمان، چیزی در خود خواهید یافت کهشما را از دیگران متمایز و شاید هم ممتازمی کند. سعی کنید یاد بگیرید نهتنها به خاص بودن خود احترام بگذارید بلکه آن را موهبتی با ارزش بپندارید وخودِ فوق‌العاده‌تان را دریابید و در الوان رنگ های دل فریب دنیابه موجبپیروی و تقلید از دیگران، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. در این دنیایدیوانه ای که قصد تسلط جان شما دارد و غایت تلاشش را هم می کند تا شما رامثل بقیه کند، لازم است اندکی جرات و جسارت عمل داشته باشید و در دفاع ازخودتان بکوشید و تا آخرین نفس پای خودتان بایستید؛ مثلا، اگر بخاطر متفاوتبودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. این کهخودتان باشید بسیار ارزشمند است!


به ندای درونی تان گوش دهید

باور داشته باشید که زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست،بنابراین رودربایستی با خودتان را کنار بگذارید و بپذیرید که با ادامه اینسبک و سیاق فعلی خود در زندگی و تکرار کارهایی که همیشه انجام می دهید، بههیچ جایی نخواهید رسید و نمی توانید به آن چیزی که همیشه خواسته اید وآرزومندش بوده اید، دست یابید. به جای این پا و آن پا کردن و توجه به نقطهنظرات بقیه افراد، تمام همت تان را معطوف به خود و ندای درونی تان کنید واز دل و جان به ندای درونیتان گوش دهید. بپذیرید، راه، راه خودتان است ودیگران تنها می توانند در این مسیر همراه و همگام شما باشند اما هرگز نمیتوانند این راه را به جای شما و با تدبر دلسوزانه خود شما بپیمایند. پستصمیم قاطع بگیرید و همان کاری را ته قلب تان می گوید و شما به صحت آناطمینان دارید، به منحصه ظهور برسانید و ترس از پیامدهای احتمالی را پشت دردلتان دفن کنید. فقط یادتان باشد قدردان همه روزها و تجاربتان باشید، چونکه روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان رابالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + 3 =